خانه / گروه های علمی / تاریخ / پيشينه تاريخي شهر سامن

پيشينه تاريخي شهر سامن

در متون جغرافیایی وکتابهای المسالک و الممالک ، در طول هفت قرن اول هجری از وجود شهری به نام رامن در میانۀ راه همدان – وروگرد پرده بر می دارند و کمابیش آن را توصیف می کنند. برخی از نویسندگان محل این شهر را با سامن امروزی که شهری در ۱۷ کیلومتری جنوب غربی ملایر است ، تطبیق کرده و حتی یاقوت حموی و گای لسترنج مستشرق نامی را متهم به خبط و خطا در ثبت نام آن می کنند و مدعی هستند که آنها به جای سامن اشتباهاً رامن نوشته اند. راقم سطر در این جا فرصت را غنیمت شمرده و اشتباه این پژوهشگر را گوشزد خوانندگان می کند زیرا با توجه به شواهد و قراین مستحکم و نصّ صریح متون جغرافیایی گذشته محل قطعی شهر رامن را در در شمال دشت ملایر است ( نشان خواهد داد) که شرح و بسط این سخن در سطور آتیه آورده می شود. نخستین کتاب جغرافیایی که نام رامن درآن ثبت شده، المسالک و الممالک نوشته محمد بن ابراهیم الاصطخری است که در سال ۳۴۶ه تألیف یافته است مؤلف گرانقدر در میان شهرهای کوهستان ( جبال) از رامن نام می برد و فاصلۀ آن را از همدان هفت فرسنگ از بروجرد چهارده فرسنگ می نویسد. پسر حوقل نیز که کتاب خود موسوم به «صوره الارض»را بیست سال پس از وی ، در سال ۳۶۷ه نگاشته است دوبار از رامن نام می برد: یک بار در ذکر  نام شهرهای جبال و بار دیگر  در ذکر مسیر همدان به اسپهان  از رامن نام برده و فاصلۀ آن را با همدان هفت فرسنگ و با بروجرد یازده فرسنگ  می شمارد و آن را شهری نیکو احوال( البته نه به نیک احوالی بروجرد) می داند. ابو عبدالله محمد بن احمد بیاری المقدسی نیز که در سال ۳۷۸ کتاب خود را با نام «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» را به رشته تحریر کشیده دوبار از رامن به عنوان یکی از شهرهای کوهستان نام برده ، ولی متاسفانه درباره آن توضیح بیشتری بدست نمی دهد. اما توصیف دقیق و زیبای شهر رامن را در نخستین کتاب جغرافیایی فارسی زبان موسوم به «حدودالعالم من المشرق الی المغرب» باید جستجو کرد . مؤلف گمنام این کتاب ارزشمند که در  سال ۳۷۲ هجری در گوزگانان نوشته شده ، به توصیف شهرهای کوهستان پرداخته و منطقه پهله را شهر به شهر و از سمت جنوب به شمال توصیف می کند یعنی از اسپهان، خان لنجان و برج شروع کرده پس از توصیف شهرک وروگرد، رامن را چنین توصیف می کند:« رامن شهرکی است کم مردم و بسیار کشت و برز و به براکوه نهاده است.» و پس از آن شهری را بدین صورت توصیف می کند که : « شهری بزرگ است و آبادان و با نعمت و مردم بسیار و جای بازرگانان و از وی زعفران خیزد و پنیر… کی به همه جهان ببرند.» در نسخه خطّی نام این شهر ناخواناست و پس از آن روذراور و نهاوند و الیشتر را شرح می دهد .